نه پنجه به سر پنجه ی تقدیر توان کرد

نه چاره ی تقدیر به تدبیر توان کرد

********

یک شکوه دوصد عقده گشاید ای دوست

اما به کجا شکوه ز تقدیر توان کرد؟

********

سرپنجه ی فولادی تقدیر نه دستی ست

کاندر بر او دست به شمشیر توان کرد

********

چنگال قوی دارد و دندان جگر خوار

بیچاره!مگر عربده با شیر توان کرد؟



تاريخ : دوشنبه ٤ امرداد ۱۳۸٩ | ۱:٥٦ ‎ب.ظ | نویسنده : تورج جانمحمدی و سعدی الیاسی | نظرات ()
.: Weblog Themes By RoozGozar.com :.